عبدالله مستوفى
468
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
( پدر حسابىها ) رسيد . آقا ميرزا رضا برادرم رئيس تشخيص عايدات شد و برادر ديگرم آقاى فتح اللّه مستوفى برياست مميزى در ادارهء تشخيص عايدات برقرار گرديد . زمستان سپرى شد ، در عيد نوروز من بديدار رئيس الوزراء رفته و چون در منزل نبود ، كارت گذاشته بودم . آقاى سپهسالار كه البته وقت بازرسى كارتها را نداشتند . نظرم نيست از كداميك از نزديكان من احوال مرا پرسيده گفته بودند در اين عيد از من ديدن نكرده است ، من با او كار هم دارم ، ميخواهم او را ببينم . خبر به من رسيد صبح جمعهاى در اطاق جنب حوضخانهء عمارت ولىآباد بديدار ايشان نائل شدم . اشتغال من بمميزى ايالت تهران سپهسالار بسيار خوشمحضر بود و با خانوادهء ما سابقهء دوستى اجدادى داشت ، روى كار آوردن برادرهايم هم از همين رهگذر بود ، از اطلاعات من راجع بماليه بى خبر نبود و از زحماتى كه من در كوتاه كردن دست بلژيكىها از ماليه كشور كشيده بودم كاملا مطلع بود . بعد از ردوبدل شدن تعارفات معموله گفت : « من ديشب بفكر شما افتاده ، ديدم دولت حق زحمات شما را اداء نكرده است ، اگرچه كارى هم كه حالا براى شما فكر كردهام كار پرمشقتى است ، ولى براى شخص فعالى مثل شما زحمت كار را نبايد به حساب آورد بلكه نتيجهء آن را بايد در نظر گرفت . در تهران مميزىهائى كردهاند كه اكثر آنها غلط و پر از اغراق يا سهلانگارى است و هيچوقت يك بلوك را دنبال نكردهاند كه به جائى برسانند و بتوانند از روى اين مميزيها جزو جمع جديدى بسازند . ميخواستم از شما خواهش كنم براى سرمشق مميزى كل كشور اين كار را در تهران عملى كنيد . بحاجى يمين الملك وزير ماليه كه الان اينجا بود دستور دادهام ، شما را خواهد ديد و ترتيب مسافرت خود را خواهيد داد . البته از ورامين هم شروع خواهيد كرد . » معلوم است با اين طرز بيان مؤدبانهء رئيس الوزراء پيشنهاد ايشان قابل رد نبود . گذشته از اين منهم از بيكارى خسته شده بودم ، در مواجب هم كه كسرونقصى در كار نميآمد . كار صحرائى هم خالى از تفريح نبود و با طبع من كه بآزادىعمل راغب بودم سازگار بود . با تشكر از اين يادبود ايشان ، از هم جدا شديم . من براى اين خدمت ، دو دسته مهندس ، يكنفر مقنى ، يكنفر مميز ، يك نفر منشى ، هفت هشت سر اسب سوارى و هفت سر قاطر براى حمل بنه و آشپز و آبدار و ناظر خرج و جلودار و مهتر و قاطرچى و لوازم آشپزى و آبدارى و فرش پيشنهاد كردم . بدون كسر يك قلم ، تمام را تصويب كرد ، اعضا و لوازم تدارك شد و در اواسط ثور سال 1295 شمسى هيئت مميزيرا بورامين بردم . مميزيهاى قديم و جديد مميزيهاى عهد قاجاريه از روى اصول علمى نبوده است ، اشخاصى را كه اطلاعات زراعتى داشتند براى اين كار تعيين ميكردند ، آنها هم بدهات رفته با ملاحظهء آب و ملك و كشتوكار و حرفهء اهالى ، مالياتى از نقد و جنس ، براى آنها معين ميكردند . همين كه يك ولايت يا يك بلوك تمام ميشد . از روى تشخيص اين مميزى ، جزو جمع براى ولايت